بزرگ‌ترین مظلومیت در والاترین حماسه

بزرگ‌ترین مظلومیت در والاترین حماسه



دوازده‌بند محتشم کاشانی جزو جدانشدنی محافل عزای حسینی در طی ادوار گوناگون بوده است و گویی اساس شکل‌گیری یک محفل حزن و اندوه اهل‌بیت(ع) بدون جاری شدن عطر این شاه‌کار جاودانه، دچار خلل است؛ از همین رو تبیین و تشریح ابعاد این تابلوی جاودانه و این نقش فاخر برای علاقه‌مندان به مکتب اهل‌بیت(ع) همواره جذابیت خاصی داشته است.

به گزارش ایسنا-، یوسف بینا نویسنده، پژوهشگر ادبی و مدرس زبان و ادبیات فارسی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است به تبیین و تشریح سومین بند از این دوازده بند شهیر پرداخته است.

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی 

وین خرگه بلندستون بی‌ستون شدی 

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه 

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی 

کاش آن زمان ز آه جهان‌سوز اهل بیت 

یک شعله برق خرمن گردون دون شدی 

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان 

سیماب‌وار گوی زمین بی‌سکون شدی 

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک 

جان جهانیان همه از تن برون شدی 

کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست 

عالم تمام غرقۀ دریای خون شدی 

گر انتقام آن نفتادی به روز حشر 

با این عمل معاملۀ دهر چون شدی 

آل نبی چو دست تظلم برآورند 

ارکان عرش را به تلاطم درآورند 

یکی از ویژگی‌های مهم و منحصربه‌فرد ترکیب‌بند عاشورایی محتشم کاشانی این است که اگرچه هر کدام از بیت‌ها و بندها به‌طور مستقل خواندنی و معنادارند، اما جایگاه آن‌ها در ساختار کلی شعر نیز درخور توجه است و همۀ بیت‌ها و بندها در انسجام ساختاری به هم پیوسته‌اند. برای نمونه، همین بند سوم را می‌توانیم به‌عنوان یک شعر مستقل مثلاً یک غزل با یاد و خاطرۀ مصیبت حضرت سیدالشهدا(ع) بخوانیم و بهره‌های کافی از آن ببریم، اما زمانی آن را بهتر درک خواهیم کرد که آن را در ارتباط با بند قبل بخوانیم؛ به‌ویژه با توجه به ارتباطی که با بیت ترکیب دارد. 

«بیت ترکیب» بیت آخر هر بند از قالب «ترکیب‌بند» است که قافیۀ مستقلی دارد و کارکرد آن ایجاد ارتباط بین بندهای یک ترکیب‌بند است. در ترکیب‌بند عاشورایی محتشم کاشانی، بیت‌های ترکیب نقش بسیار مهمی در ایجاد ساختار کلی برای همۀ شعر و ارتباط عمودی بین بندها از ابتدا تا انتها دارند. 

سرتاسر بند سوم ترکیب‌بند محتشم بیان حسرتی و آرزوی محالی است؛ این‌که ای کاش در روز عاشورا عالم زیر و رو می‌شد، گویا مصیبت امام حسین(ع) در کربلا انتهای تاریخ است و پابرجایی جهان و جهانیان پس از آن معنایی ندارد. شش بیت نخست این بند با کلمۀ «کاش» آغاز شده است و همۀ این بیت‌ها بیان همان حسرت مذکور است. شاعر برای بیان عواطف خود تحت تاثیر شدید مصیبت سیدالشهدا(ع) در عاشورا، زمین و زمان و جهان و جهانیان را پس از آن واقعه در هم ریخته و نابود می‌خواهد و بدین ترتیب می‌کوشد مخاطب خود را نیز در این مصیبت عظما شریک اندوه خویش گرداند. بیان شاعر در پنج بیت نخست غیرمستقیم است و در بیت ششم با ذکر این عبارت که «کشتی آل نبی شکست»، بیان خود را مستقیم عرضه می‌کند. 

بیت هفتم این بند در لفظ و محتوا حماسی است و شاعر با بیانی فاخر به عظمت واقعۀ عاشورای حسینی اشاره می‌کند و می‌گوید که دنیا کوچک‌تر از آن است که بتواند واقعۀ انتقام عاشورای حسینی را در خود بگنجاند و این انتقام به آخرت واگذاشته شده است. توجه به محتوای این بیت به‌روشنی نشان می‌دهد که شاعر چه محتوای والایی را در کلمات اندک اما حماسی این بیت گنجانده است. 

بیت آخر این بند که در واقع «بیت ترکیب» است، مظلومیت اهل بیت رسول(ص) را در بیانی حماسه‌وار بیان کرده و بدین سان پارادوکس زیبایی آفریده است. ظلم بزرگی رخ داده است که اگر مظلومان این واقعه دست از آن ظلم به آسمان برآورند قطعاً ارکان عرش خداوند را می‌لرزانند. شاید مهم‌ترین ویژگی عاشورای حسینی به‌عنوان یک واقعۀ تاریخی همین باشد که بزرگ‌ترین مظلومیت را در والاترین حماسه به‌تصویر کشیده است. 

انتهای پیام

منبع: ایسنا / دین و زندگی

درباره

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

اجرا شده توسط: همیار وردپرس